![]() |
![]() |
|
| شیطونک |
|
به سلام ها دل نمی بندم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 11 مهر1390ساعت 23:13 توسط نگار |
|
|
حلالم کن،دم رفتن کمی بعدازپریشونی تو آواره نگاهی که تو هم با ما نمیمونی مسیر موندن ورفتن یکی بود وجدا شد باز تو پایان من و دیدی جدایی سخته از آغاز حلالم کن غریبونه توی این دل پرخونه حلالم کن غریبی که برات دل کندن آسونه حلالم کن به زخمایی که لب وا کرده می خنده حلالم کن به عشقی که به چشمای تو پا بنده حلالم کن |
|
+ نوشته شده در
جمعه 26 فروردین1390ساعت 1:39 توسط نگار |
|
|
پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید.عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: «باید ازت عکسبرداری بشه تا جائی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشه.» پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست. پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند. زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. نمی خواهم دیر شود! پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می دهیم. پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی شناسد! پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟ پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است...! |
|
+ نوشته شده در
شنبه 23 بهمن1389ساعت 11:1 توسط نگار |
|
|
دیگه دارم به خودم شک می کنم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 8 آذر1389ساعت 11:28 توسط نگار |
|
|
به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد / و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد دفتر قلب مرا وا کن و نامی بنویس / سند عشق به امضا شدنش می ارزد گرچه من تجربهای از نرسیدنهایم / کوشش رود به دریا شدنش می ارزد . . .
من دلم میخواد خستگی را بفشارم در مشت ، غصه ها را در باد فاتح قلعه بی روزن تردید شوم ، من دلم میخواهد بیداری هم چون رویا شیرین باشد
بمان با من که من بی تو صدایی خسته در بادم / در این اندوه بی پایان بمان تنها تو در یادم بلور اشکهای من همان آغازییست / مرور خاطرات من عجب تکرار زیباییست
قلبم آسمون میشه به شوق خوابیدن ستاره ی وجودت کاش از میون همه ی ستاره ها سهیل نشی !
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 23 آبان1389ساعت 17:35 توسط نگار |
|
|
گریه های این منو جدی بگیر به خدا از ته دل زار میزنم وقتی نیستی نفسم در نمیاد نفسم رو توو دلم دار میزنم اگه هق هق میکنم توی شبام آخه دلتنگ چشای تو میشم به خدا دست خودم نیست نمیشه کمکمک دارم گدای تو میشم من به چشمای تو محتاجم و بس بی تو دق مرگ میشم کنج قفس کاش می شد بهت بگم دوستت دارم به خدا صحبت عشقه نه هوس |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 28 مهر1389ساعت 16:49 توسط نگار |
|
|
سلام شرمنده که دیر به دیر بهتون سر میزنم دوستتون دارم
بووووووووس
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 3 مهر1389ساعت 16:58 توسط نگار |
|
|
این منم در آینه یا تویی برابرم؟ ای ضمیر مشترک ای خود فراترم! در من این غریبه کیست؟؟؟ باورم نمی شود خوب می شناسمت در خودم که بنگرم این تویی خود تویی در پس نقاب من... ای مسیح مهربان زیر نام قیصرم! نقطه نقطه خط به خط صفحه صفحه برگ برگ خط رد پای توست سطرسطر دفترم قوم و خویش من همه از قبیله ی غم اند عشق خواهر من است درد هم برادرم سالها دویده ام از پی خودم ولی تا به خود رسیده ام دیده ام که دیگرم در به در به هر طرف بی نشان و بی هدف گم شده چو کودکی در هوای مادرم از هزار آینه تو به تو گذشته ام می روم که خویش را با خودم بیاورم با خودم چه کرده ام؟؟؟ من چگونه گم شدم؟؟؟ باز می رسم به خود از خودم که بگذرم..... دیگران اگر که خوب یا خدا نکرده بد خوب من چه کرده ام؟؟؟ شاعرم که شاعرم! راستی چه کرده ام؟؟؟ شاعری که کار نیست کار چیز دیگری است من به فکر دیگرم!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 21 تیر1389ساعت 12:10 توسط نگار |
|
|
من و تو چه سخت به هم رسیدیم چه آسون از هم جدامون کردن اونا که تورو ازم گرفتن ندونستن که چیکار کردن نمی دونستن که تو، دنیای منی نمی دونستن که هر شب توی ِ رویای منی دنیا نذاشت فدات بشم،فداتشم زمونه نذاشت باهات باشم،فداتشم برو و بدون، بدون ِ تو می میرم خدا نخواست فدای اون چشات شم فــــــــــداتـــــــــــــــشـــــــــم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 24 خرداد1389ساعت 15:13 توسط نگار |
|
|
چی به روز ِ من آوردی که داره اشکام می باره؟ تو که هیچی نمی دونی از من و از سرنوشتم می دونم اصلا" نخوندی،نامه هایی که نوشتم با چه شوقی عاشقونه چشم به راه تو نشستم با تو هیچی کم نداشتم،بی تو بدجوری شکستم یا نرو،یا اگه رفتی خاطراتِـتو نمی خوام به خدا این دفعه رفتی،دیگه دنبالت نمی یام خسته ام از همه حرفات،به تو هم خوبی نیومد برو و منو رها کن،دیگه صبر من سراومد دیگه بستمه،نمی خوام که سراغمو بگیری برو که حقـّته اینبار،دیگه از دوریم بمیری می دونم هرجا که باشم،واسه تو فرقی نداره چی به روز ِ من آوردی که داره اشکام می باره؟ کاش میشد بازم می موندی،عشقو یاد ِ من می دادی من از اول می دونستم،که تو از سرم زیادی کاش از اوّلش می گفتی،که یه روز می خوای نباشی نــــــه وقتی دل به تو بستم،بری و ازم جدا شی توی ِ خاطرم می مونه،که تو رفتی بی بهونه به خدا ناله ی شبها،خون بهای عشقمونه سرتو بالا بگیر و بگو عاشقم نبودی من برات بازیچه بودم،تو بگو برام چی بودی؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1 خرداد1389ساعت 15:39 توسط نگار |
|
|
بهانه
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 14 اردیبهشت1389ساعت 17:23 توسط نگار |
|
|
آن گاه كه تنهایی تو را می آزارد ، به خاطر بیاور كه خداوند ، بهترین های دنیا را .... تنها آفریده است!!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 14 اردیبهشت1389ساعت 16:50 توسط نگار |
|
|
می خواستم بهت بگم چقدر پریشونم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 23 اسفند1388ساعت 17:35 توسط نگار |
|
|
شاید وقتی تو میرسی نباشم که دستاتو توی دستام بگیرم نمی دونی چه حالیَم ازاینکه همون روزی تو میرسی که میرم به قدری چشم به رات بودم که میشد تموم جاده ها رو تو نگام دید همه دلشوره ی دریا رو میشد تو مرداب زمین گیر چشات دید همیشه اشتیاق مبهمی هست واسه اونکه باید با تو باشه غروبا که دلم میگیره میگم شاید امشب شب مهتاب باشه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 27 دی1388ساعت 22:12 توسط نگار |
|
|
چشم گذاشتم با چشمانی بازو شمردم تا هزار تو یواشکی قایم شدی بی آنکه رد پایت را به جا بگذاری و من گرگ شدم بی آنکه حتی خیال دریدنت را داشته باشم همه جا را دنبالت گشتم .پشت کوه ها .درخت ها .در یا ها ... و باز شمردم ....شمردم ... این طور که من می گردم هیچ وقت پیدایت نمی کنم خودت بیا و دوباره شروع کن این بار دیگر هیچ کس گرگ نمی شود .... هیچ کس ... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 24 آذر1388ساعت 23:5 توسط نگار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
روی قبرم بنویسید مسافر بوده است
بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است بنویسید زمین کوچه ی سرگردانیست او در این معبر پر حادثه عابر بوده است مدح گویی و ثنا خوانی اگر دینداریست بنویسید دراین مرحله کافر بوده است غزل هجرت من را همه جا بنویسید روی قبرم بنویسید مهاجر بوده است |
| پیوندهای روزانه |
|
**درد و دل** درد عشق ..00××شیطون××00.. آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر |
|
RSS
|